مسابقه تیم والیبال هنرمندان (88/11/13)

دیروز وقتی من و مگان و سارا با هم وارد ورزشگاه شدیم،سپیده و نغمه و خانمی که خودشون مینا معرفی کردند هم اونجا بودند.البته سونیا و سه تا ازدخترعمه هاش هم در سالن ورزشگاه حضور داشتند.بعد هم که بقیه بچه ها پیداشون شد،مژگان، رکسانا،شفق و خواهرش،ترانه،مونا ،ساحل،سحراومدند.ما همه جلوی در سالن ایستاده بودیم،که یکی از حراستی ها گفت یا بفرمایید بالا یا برید توی خیابون وایستید.بعد همه رفتیم توی خیابان ایستادیم.که بعد از مدتی سروکله محسن افشانی با جواد هاشمی پیدا شد.که آقای هاشمی برای ما سر تکون داد،بنده خدا فکر می کرد،ما برای اون ایستادیم.حتا یک تیکه که بچه ها توی حیاط ایستاده بودند تا دیدند ،آقایان از توی پارکینگ بیرون اومدند،همه به جلوی در اومدند.بنده خداها کلی ضایع شدند.در همین موقع بود که یک خانمی با دختر خانومشون که قبلا هم دیده بودم اما اسمشون نمی دونستم تشریف آوردند،بعد متوجه شدم دخترخانومشون همون ریحانه جان،یکی از اعضای وبلاگ خودمون هستند.مادر ریحانه می گفتند ریحانه روزی شش بار فیلم های آقای گلزار می بینه.من یکی که واقعا تحت تاثیر قرار گرفته بودم.بعد هم که یک حراستی اومد و گفت که خانوم ها جلوی در واینستید،ما همگی هم کفری شده بودیم،گفتیم بالاخره چی کنیم،بعد همگی رفتیم توی حیاط ایستادیم،دوباره همون حراست اولی اومد گفت خانوم ها یا بالابرید یا توی خیابون ،ما دیگه کم مونده بود خفه اش کنیم،یک دفعه حراست دومی گفت من گفتم بیاند توی حیاط،اصلا خودشون هم نمی دونستند چی می گن.خلاصه این قدر گیر دادند که یک عده از بچه ها تسلیم شدند و داخل رفتند،اما من و مژگان با هم بیرون رفتیم،سونیا هم با 3 تا دخترعمه هاش بیرون رفت.همون موقع بود که بهاره و بهناز هم اومدند و داخل رفتند.بعد مونا زنگ زد گفت بچه ها بیاید بالای خیابون،بله دیدیم آقای گلزار خودشون در حال رانندگی هستند،یک تی شرت نارنجی با یک سویشرت بی آستین تقریبا سبز پسته ای پوشیده اند.که اون بالا نیدونم چی شده بود،ماشینشون گیر کرده بود.بعد هم که جلوی در ورزشگاه اومدند و تا در پارکینگ براشون باز کنند،کلی توی ماشین معطل شدند.ما همه هم اونجا ایستاده بودیم.بعد هم که ما بدو بدو توی سالن رفتیم ،که دیدیم یک دختربچه برای آقای گلزار گل آورده،من هم بلند گفتم آقای گلزار نگاه کنید،بعد آقای گلزار متوجه دختربچه شدند،دختربچه گفت:سلام،آقای گلزار هم گفت:سلام قربونت برم،الهی بگردم.

بعد ما تند تند دویدیم رفتیم بالا،که آقای گلزار هم بالا اومدند با تیم هنرمندان که در جایگاه نشسته بودند ،سلام  و علیک کردند،بعد هم از این طرف سالن راه گرفتند تا اون طرف سالن با خیلی ها سلام وعلیک کردند ،بعد هم رفتند ،و اون بالا نشستند.بازی قبلی که همچنان ادامه داشت.تا این که متوجه شدیم،مادر و خواهر و دختردایی آقای گلزار به همراه خواهرزاده هاشون،آویسا وبرسام در ردیف آخر تماشاچی ها نشستند.یک دفعه همه بچه ها یکی یکی شروع کردند به بالا رفتن و سلام و علیک کردند البته شفق جان ،که خانواده آقای گلزار می شناسند اما تا اون جایی که من دیدم ،سپیده،مژگان،مونا و رکسانا هم رفتند.اونجا بود که من یک عکس از آویسا گرفتم اما متاسفانه آتوسا خانوم فکر کردند من از اون ها دارم عکس می گیرم،البته بعدش من رکسانا را فرستادم که متوجه اشون بکنه که من از اون ها عکس نمی گیرم.

یک تیکه هم شفق رفت ،آویسا رو پایین آورد،خیلی بچه بامزه و شیرینی بود.هر چند که آتوسا خانوم خیلی به نظر نگران می اومد.بعد هم که جایگاه کناری را هم به خانوم ها اختصاص دادند و خانواده آقای گلزار به جایگاه کناری رفتند و در ردیف اول نشستند.هنرمندان برای تعویض لباس به رختکن رفتند ووقتی بیرون اومدند،همه تشویقشان کردند،بعد هم تیم پیشکسوتان تشریف آوردند،نکته جالبش به این بود که اول آقای گلزار رفتن با اعضای تیم پیشکسوتان سلام و علیک کردند و دست دادند،بعد بقیه اعضا تیم هنرمندان هم سریع رفتند ادای آقای گلزار رو درآوردند.

راستی علاوه براین که آقای گلزار کاپیتان افتخاری تیم بودند،اسپانسر تیم ارتعاشات صنعتی بود و گویا بانی این کار خیر خود آقای گلزار بودند.این هم نشان جوانمردی است.

خلاصه از طرف جایگاه با بلندگو شروع به خواندن نام بازیکنان کردند.شماره 4 آقای گلزار بودند،وقتی اسم های دیگر بازیکن ها رو می خوندند،یک عده واسعه این که دلشون نشکنه تشویقشون می کردند اما وقتی بلند گو نام شماره 4 خوند،سالن یک دفعه ترکید.بس که بچه ها خودشون خفه کردند،با تشویق های بلند.پدر آقای گلزار هم در بین تماشاچیان حضور داشتند.

خلاصه بازی شروع شد.بعد هم یک خانومی ازپشت سر صدام کرد و گفت:شما زی زی هستی،دیدم بچه ها زی زی صدات کردند.گفتم بله زی زی هستم.گفتن:من مریم (ساحل)هستم یکی از اعضای وبلاگ.نغمه دومی و نادیا جان هم بعدا اومدند.تقریبا همه بودند جز آویسا شمس،شهرزاد.ش ،غزاله ،فرزانه،زهرا و نیدونم ملینا جان هم اومده بودند یا نه.

توی تیم هنرمندان هم ما فقط کامران تفتی(شمس العماره)،محسن افشانی و جواد هاشمی می شناختیم.یک خانواده پشت سر ما بودند که دوتا از دخترهایشان ضد گلزاری بودند و دختر کوچیکه اشون طرفدار آقای گلزار بود.اون دوتا بلند می گفتند گلزار خیلی بعد بازی می کنی ،اما دختر کوچیک تا آخر بازی با صدای بلند می گفت،گلزار دوست داریم،یک جایی هم گفت گلزار دوست دارم. که همه گفتند آخی الهی.در مورد بازی باید بگم تیم پیشکسوتان خیلی بامزه بازی می کردند تا جایی هم تیم هنرمندان جلو بودند اما آخه مساله این بود که جز آقای گلزار و اون یکی آقا بهمن سلطانی  هیچ کس بازی نبود.در واقع فقط این دو نفر تلاش می کردند بقیه فقط سوتی می دادند.البته ما هم خیلی جاها آقای گلزار تشویق کردیم.یک تیکه هم من برگشتم به اون دوتا دختر ضد گلزاری گفتم بچه ها قربونتون آقای گلزار تشویق کنید.اون دوتا هم تشویق کردند.بچه های خوبی بودند منتها یک خورده اون اولش نیدونم چرا حالشون خوب نبود.بعد توی بازی باز هم شفق رفت و آویسا رو پیش ما آورد،طفلک شفق فکر کنم کمرش خورد شد ،بس که اونو بغل کرد و برد.آویسا هم این قدر شیرین بود می گفت خودم می رم.شفق هم می گفت نمی شه خودت بری.

برسام هم بعد از مدتی رفت و پیش پدربزرگش نشست.کافی بود توپ فقط به دست آقای گلزار بخوره،که بچه ها تشویقشون کنند.البته خیلی جاها هم من حرص می خوردم که هیچکی تشویق نمی کنه ،خودم دوربین ول می کردم و تشویق می کردم.یک تیکه همین دختر بالای سری هامون آقای کامران تفتی تشویق کردند.وای این قدر ذوق کرده بود بنده خدا!همه اش با دستش به قلبش اشاره می کرد یعنی شما در قلب منی.ما همه مرده بودیم از خنده،یک تیکه هم اون ها جواد هاشمی تشویق کردند که اونم بنده خدا کلی عکس العمل نشون داد.جالب به این بود که خیلی وقت ها که ما آقای گلزار تشویق می کردیم.آقای هاشمی برامون دست تکون می داد.ما همه هم می گفتیم خدایا این چرا به خودش می گیره.

به نظر من سلیقه آقای گلزار خیلی خوبه،آخه هیچ کس جز ایشون جوراب قرمز نپوشیده بود که خیلی با رنگ لباس بازیشون ست بود.بعد از مدتی ساحل جان،حالش خوب نبود رفت،و مونا اومد پیشمون نشست.از اون جا بود که ما همه یعنی من،سارا،مگان،سه چهارتا از دوستای بهاره و شفق که اسم هاشون نمی دونم مرده بودیم از خنده،آخه مونا باز هم مثل قبل داد می زد ،وقتی سالن در سکوت کامل بود:شماره 12بزن توی تور.جالبیش به این بود که اونم زد توی تور.بعد گفت داور حواست جمع کن.باز ماها همه مردیم از خنده،بعد گفتیم به گلزار هم بگو:مونا گفت شماره 4 یک استک بزن،وای آقای گلزار هم خنده اش گرفته بود.

دیگه مونا هی می گفت ،ما همه می خندیدیم.یک تیکه گفت نیدونم شماره چندچیکار کن،اونم برگشت بالا رو نگاه کرد.مونا ماشالله تک صدا بود.بعد هم که رکسانا جان از اون طرف پشت سر خانواده ی اقای گلزار نشسته بود به تنهایی تشویق می کرد.

بعدا از رکسانا شنیدم که پشت سر اون ها یک عده نسبت به آقای گلزار بد شعار می دادند که مادر آقای گلزار بسیار عصبانی شده اند و بهشون گفتند اگه از گلزار بدتون می آد پس برای چی اومدید .بعد هم گویا جاشون عوض کردند.سونیا هم گفت پشت سر اون هم یک عده نسبت به آقای گلزار بد شعار می دادند.

بعد هم این داور ها و حراستی ها از همه بدتر بودند،چون همه شون یک دوربین دستشون بود و با آقای گلزار عکس می گرفتند.راستی این آقای مهدی علیاری که قبلا عکاس تیم هنرمندان بود هم اومده بود.

در آخر هم وقتی تیم هنرمندان دو  ست از بازی باخت،دیگه بازی به ست سوم نرسید و تموم شد.باز هم آقای گلزار کلی توی سالن بودند،تا این که حراستی ها بهشون گیر دادند.بچه ها هم باز کلی تشویقشون کردند.بعد ما بیرون رفتیم و جلوی ماشینشون منتظر آقای گلزار شدیم.ایشون هم به سرعت تشریف آوردند و سوار ماشین شدند ،این آقای علیاری هم فورا رفت و عقب ماشین نشست.

امیدوارم نکته ای از قلم ننداخته باشم.

 

برچسب: ,rezzar,REZZAR,Celebrity,Famous person,Superstar,Star,Golzar superstar,Golzar super star,popularity,Superstar of Iran,super star of Iran,Iranian star, Iranian Super Star, محمدرضا گلزار,محمد رضا گلزار,گلزار,رسانه ای نو,رسانه ای نو برای محمدرضا گلزار,ریزار

برچسب اختصاصی : والیبال ایران,تیم والیبال ایران,تیم والیبال,مربی والیبال,رضا گلزار و والیبال,محمدرضا گلزار در تیم والیبال هنرمندان,هنرمندان,عکس های تیم والیبال هنرمندان,گلزار والیبالیست,گلزار مربی والیبال,گزارش مسابقات والیبال,گزارش مسابقه والیبال هنرمندان,Volleyball,valibal,Honarmandan volleyball team,Iranian Volleyball team,Volleyball of Iran,Mohammadreza Golzar & volleyball,volleyballist

 


نظر شما چیه ؟



نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.