اکران اختصاصی فیلم دموکراسی توی روز روشن در اریکه ایرانیان

سلام بچه ها،

دیروز خیلی روز هیجان انگیزی بود،به من یکی که خوش گذشت هر چند در نهایتش عین جنازه بودم ،اما در کل به قول سحر خیلی حال داد.

 دیروز من به خاطر سحر زود رفتم،البته من و فرزانه با هم رفتیم و ساعت ۲:۳۰ اونجا بودیم، من وسحر یک خورده حرف هامون جمع شده بود،این مامور سینمای اریکه فکر می کرد ما اشتباهی اومدیم،خلاصه ما نشستیم و تعریف کردیم.راستی سحر برای آقای گلزار یک هدیه آورده بود یک تابلو سیاه قلم از چهره آقای گلزار که سه سال پیش کشیده بود و دوماه روش کار کرده بود و بالاخره تصمیم گرفته بود از نقاشی عزیزش دل بکنه و به آقای گلزار بدتش.چون ابعاد تابلوش بزرگ بود از همون اول  چشم همه به بسته اون بود که یک ساک خیلی بزرگ داشت.این مامور سینمایی هم که دفعه پیش سر کنسرت آقای گلزار باهاش آشنا شده بودیم بعد از نیم ساعت اومد گفت خانم من خیلی فکر کردم شما را کجا دیدم،بعد یادم افتاد مثل این که شما یکی از مدیر وبلاگاش بودید،درسته؟منم گفتم از اول می گفتی خودم بهت می گفتم لازم نبود این همه فکر کنی،خلاصه من و سونیا رو یادش اومد،بعد هم جو گیر شده بود،اومد تابلو سحر نگاه کرد.بعد نیم ساعت ساراگلی،سونیا با پسردایی اش که تازه از لندن برگشته بود،اومدن و البته دسته گل ما،من ومریم(خواهرم)،سونیا ،سارا و مژگان با هم دسته گل گرفتیم بودیم را هم آوردند، که خیلی خیلی قشنگ بود.خلاصه با اون گل،دوربین من و تابلوی سحر توی سالن تابلوی تابلو بودیم همه ما رو نگاه می کردند.بعد هم که نغمه با یک دسته گل اومد،مژگان و محدثه اومدند،ساحل اومد،دنیا  ،ریحانه با مادرش اومد.خواهر خودم اومد و خلاصه جمع کثیری از وبلاگ خودمون بودند.بعد هم زهرا اومد اونم یک دسته گل گرفته بود.

ساعت اکران ۵بود،اما ۴:۳۰ قرار بود آقای گلزار بیاد اما ساعت شد ۴:۵۰ ایشون هنوز نیومده بود.دیگه ما رفتیم بیرون از سالن،جلوی درب ورودی ایستادیم.چون متصدی سینما هم ما رو می شناخت،مشکلی در برگشت نداشتیم.آقای گلزار بالاخره بعد از کاشتن ملت،ساعت ۵:۱۰اومد.می خواستم بگم آقای گلزار خیلی بدقول هستین.فکر کنم صحنه ورودشون خیلی جالب بود،از زاویه دید ایشون.آخه اریکه ،طبقه دومش حالت بالکن گرد داره که رو به روی درب ورودی،بعد یک عده پایین ایستاده بودند،و جمعیت عظیمی هم روی بالکن ایستاده بودند،آقای گلزار که وارد شد فکر کنم وحشت کرد.بعد یک خانم میانسالی رفت به سمت آقای گلزار و دستش باز کرد،وای صحنه اکشن شده بود،یعنی همه یک لحظه مونده بودند حرکت بعدی این خانم چیه؟خود آقای گلزار چنان عقب گردی کرد،که نگو…همین جور هاج واج مونده بود.بعد فهمیدیم خانم می خواد جلوشون بگیره تا باهم عکس بگیرند.خیالمون راحت شد.بعد آقای گلزار بالا اومد ،سحر تابلوش به آقای گلزار داد،که آقای گلزار خیلی تشکر کرد،سحر هم کم نذاشته بود بهش گفته بود،آقای گلزار حداقل اول توش نگاه کن بعد تشکر کن.بعد آقای گلزار نگاه کرده بود و گفت خیلی قشنگه و شبیه شده،سحر هم گفته بود باور کردم،بعد یک خانم نزدیک آقای گلزار شد،آقای گلزار هم گفت :خواهرم به من نچسب.ما همه از خنده مرده بودیم.

بعد وارد سالن اصلی سینما شدیم،بالاخره ما ،یعنی من ،سونیا،سارا،نغمه ،ریحانه و مادرش و زهرا دلشاد پشت سر آقای گلزار نشستیم.در ضمن آقای مازیار فلاحی،کیوان فرد،آقای علی عطشانی کارگردان فیلم،پسر آقای زم هم اومده بودند.تا نشستیم فیلم شروع شد بعد من گفتم آقای گلزار، که برگشتند ونگاه کردند،گفتم ما براتون یک دسته گل گرفتیم بعد گفتم چه کسانی و بهشون دسته گل دادیم،که تشکر کردند.خواهرم می گفت که آقای علی عطشانی ،تابلوی سحر برداشته نگاه کرده،که آقای زم و آقای گلزار هم نگاه کردند.ماشالله این ساک تابلوی سحر این قدر بزرگ بود که آقای گلزار دسته گل ما رو هم داخلش گذاشت،و البته سارا و سونیا برای آقای گلزار شکلات هم گرفته بودند.جاتون خالی !!!

نیکی هم توی راه بود،تا رسید بلیط تموم شده بود.سحر،و ترانه شمس هم بیرون نشسته بودند،شنیدم آخرش آویسا هم اومده بوده.در ضمن ترلان پروانه و سه تا از بازیگر هایی که در فیلم بودند ،اومده بودند.فیلم که شروع شد ،جمیعت هر جا آقای گلزار می اومد روی پرده ،دست می زدندو جیغ می کشیدند اما یک تیکه اش خیلی وحشتناک بود.آخه ما سه تا اصلا حواسمون به فیلم نبود بعد تیتراژ که شروع شد ،داشتیم با هم حرف می زدیم وای!یک دفعه به اسم آقای گلزار که رسید ملت جیغ کشیدند و من و سارا سکته کردیم،یعنی دوتامون یک جیغی کشیدیم از ترس که نگو.

 راستی فرزانه جون هم یک امضا از آقای گلزار گرفت همون اولش و رفت.در ضمن خودکار بنده خدای منو هم بر باد داد.همون خودکاری که همیشه باهاش از آقای گلزار امضا می گرفتم.اونجا که بودیم به سونیا گفتم کاش این برگه های امضا بدی دستش که حالا که کاری نداره امضاشون کنه،واسعه الناز،روشا،معصومه،هنگامه،صبا،یاسی و دوتا از دوستای خودم.خلاصه سونیا برگه ها رو داد به آقای گلزار. بعد ما همه اش حواسمون بود که بالاخره امضا می کنه یا نه،ولی آقای گلزار فقط باهاش خودش باد می زد.

این سونیا این قدر ضایع بازی در می آورد که نگو،من و سارا همه اش می گفتیم ساکت،آروم صحبت کن.بعد آقای گلزار برگشت یک سری از عکس های کوچیک خودش که پشتش تقویم بود ،به سونیا داد.

وقتی که فیلم تموم شد تازه اول مصیبت بود.من یکی که چند بار له شدم،البته نمی خواستم دنبال اون ها برم،اما خب شماها عکس می خواستید و من موقع ورود نتونستم عکس خوبی بگیرم.آقای گلزار از پله ها بالا رفت،بعد رسیدیم طبقه بالا ،بعد گفتن بهش این جا اتاق مدیر،دوباره از پله ها برگشتن پایین وای این قدر شیرین بود.بعد خلاصه از اریکه بیرون اومدیم،توی قسمت ورودی اریکه آقای گلزار جلوی نماز خونه،ایستاد ملت عکس گرفتند ،ایشون هم دائم به خانم ها تذکر می داد که فاصلشون حفظ کنند.بعد یک تیکه به مردم گفتید خواهش می کنم یکم برید عقب ،فکر نمی کنید خیلی نزدیک شدید.فکر کنم آقای گلزار داشت خفه می شد..اصلا نمی دونید چه وضع وحشتناکی بود.یک آقایی هم عکاسی می کرد گفتم از کجا اومدی ،گفت از طرف خود آقای گلزار هستم.در آخر هم جناب گلزار با اون ساک دستی بزرگ سحر رفت.سونیا و سارا سر راه آقای گلزار دیده بودند بعد راجع به امضا ها پرسیده بودند که آقای گلزار هم گفته بودند امضا می کنم و بعد می دهم به خودتون.نفهمیدم آخرش نیکی آقای گلزار دید یانه.غزاله هم اومده بود.

برچسب: محمدرضا گلزار,سوپراستار, رسانه ای نو,  سایت محمدرضا گلزار, عکس گلزار,اریکه ایرانیان

 


نظر شما چیه ؟



نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.