نقد و بررسی فیلم ” سلام بمبئی ” افشین علیار

فیلم سلام بمبئی

امتیاز منتقد به فیلم سلام بمبئی: شاید فکر کنید که نگارنده می خواهد از این فیلم دفاع کند اما این گونه نیست نگارنده فکر می کند که سینمای ایران گاهی به همچین فیلم هایی هم نیاز دارد اقتصاد سینما با این فیلم ها که نه سخیف هستند و نه بازیگر با رقص می خواهد مخاطب را به سینما بکشاند برای چرخه ی سینمای عامه پسند لازم است

افشین علیار :

قربان محمدپور را به عنوان فیلمساز و فیلمنامه نویس تجاری می شناسیم، وی فیلمنامه هایی مثل مجرد چهل ساله، داماد خجالتی، خروس جنگی و … را نوشته که اساسا موضوعیت و هدف آن ها مخاطب گرایی با فیلم های طنزآلود بوده.

در عرصه ی فیلمسازی هم او با همین سبک و سیاق فیلم ساخته است آنچه مردان درباره زنان نمی دانند آخرین فیلم محمدپور بود که سال ۹۲ به نمایش درآمد، فیلم هایی که او در مقام فیلمساز یا نویسنده بوده، به سینمای تجاری یا بدنه ی جریان اصلی سینمای ایران ربط پیدا می کنند فیلم هایی که اگر چه در برهه های زمانی مخاطب های زیادی را به خودش اختصاص می داده اما این فیلم ها از لحاظ ساختاری به آن تکامل و شکل گیری درام نمی رسیدند به طوری که هدف فیلمساز تنها جلب مخاطب و گیشه بوده، فیلم هایی که وقتی به اتمام می رسیدند مخاطب هم آن را فراموش می کرد.

چرا که کلیت این فیلم ها جنبه ی سرگرمی برای بیننده داشته،اما در آخرین ساخته ی محمدپور قضیه کمی فرق کرده است به طوری که فیلمساز ما با در نظر گرفتن اساسِ درام و  بهره گیری از مختصات ساختاری در جذب مخاطب با استفاده از سوپراستاری مثل محمدرضاگلزار موقعیتی را فراهم کرده است که اساسا فیلم سلام بمبئی بیش از حد توقع مخاطب است چرا که فیلمساز در استفاده از فضای بوجود آمده در قالب یک ملودرام عاشقانه سعی بر این داشته است.

فیلمی در فراخور سینمای عامه پسند

علاوه بر گیشه و جذب مخاطب فیلمی در فراخور سینمای عامه پسند اما با استانداردهای لازم،درام عاشقانه اش به کار بی اندازد،مطمئنا لازمه ی سینمای عاشقانه بسترسازی مناسبی ست برای قصه گویی حالا محمدپور توانسته با خلق فضا و موقعیت های عاشقانه در مسیر سینمای عامه پسند قصه بگوید، اساسا در سلام بمبئی با قصه یی مواجه می شویم که اگر پرداخت مناسبی نمی شد فیلم به سمت کلیشه های مرسوم عاشقانه سوق پیدا می کرد.

اما محمدپور فیلمش را در هند ساخته است کشوری که مهد عشق است و در دهه های ۸۰ یا ۹۰ میلادی فیلم هایی در این کشور ساخته شده که درون مایه ی اصلی آن ها عشق و هجران بوده به طوری که شخصیت های اول فیلم های هندی عاشقِ دلخسته ی کسی می شدند که برای رسیدن به معشوق باید با یک سری از آدم ها می جنگیدند تا به معشوق شان برسند در این میان اِلمان های عاشقانه هم در فیلم ها برای جذب مخاطب کابردهای بسزایی داشته.

رقص و آواز میان درختان یا کنار دریا و رد و بدل کردن دیالوگ های عاشقانه

رقص و آواز میان درختان یا کنار دریا و رد و بدل کردن دیالوگ های عاشقانه، اما همیشه در فیلم های هندی هراسی از سوی پسر و دختر وجود داشت که به هم دیگر نرسند و باز هم همیشه شخصیت مرد فیلم های هندی قهرمانی بود که با مبارزه به عشق و معشوقه اش می رسید و فیلم با یک پایان شاد تمام می شد در سلام بمبئی هم بیشتر با این اِلمان ها سروکار داریم که اساسا ضعف محسوب نمی شوند چرا که بیننده به هیچ وجه از این فیلم توقع خاص در ساختار روایی یا فرمی مورد توجه در روایت ندارد زیرا که سلام بمبئی به دلیل موضوع و کلیت آن توانسته با یک ملودرام عاشقانه مخاطب را راضی نگه دارد.

مخاطب از سینما توقع قصه ی درست و منسجم دارد که سلام بمبئی به درستی توانسته در غالب لحظات عاشقانه میان علی و کاریشما رابطه یی ایجاد کند که اگر این فیلم در ایران با بازیگران ایرانی ساخته می شد نمی توانست آن تاثیر پذیری لازم را در روایت قصه به مخاطب القا کند، فیلم در فلاش بک می گذرد که اتفاقا مخاطب با فلاش بک رابطه ی خوبی دارد و سلام بمبئی در یک فلاش بک روایت می شود فلاش بکی که باعث هدایت و شکل گیری ملودرام عاشقانه می شود و از سوی دیگر فیلم به خرده روایت ها اکتفا نکرده است فیلم در مسیر و هدف اصلی جلو می رود محمدپور سعی کرده است برای پیشبرد این داستان عاشقانه از اِلمان های سینمای هند هم استفاده کند

گیرایی عشق علی و کاریشما بیشتر جلوه میکند

که سبب شده تا گیرایی عشق علی و کاریشما بیشتر جلوه کند، مطمئنا نوع پرداخت در دیالوگها و ایجاد رابطه علی با کاریشما در نگاهِ نخست سریع اتفاق می افتد
که فیلمساز ما می توانست سکانس پنچرگیری ماشین را از فیلم حذف کند زیرا این سکانس کمی اغراق همراه با کلیشه ی مرسوم در سینمای عاشقانه شده است
خودکشی ماریشکا می تواست سکانس جایگزین آن باشد.

از آنجا که این فیلم محصول مشترک سینمای ایران و هند است فیلمساز ما هم تلاش کرده تا موقعیت های سینمایی بالیوود را در فیلمش بگنجاند.
از سوی دیگر در سکانسی علی بعنوان قهرمان شکست خورده از برادر معشوقه اش کتک میخورد این سکانس یا سکانس های دیگری که در بالا گفته
شد یادآور سینمای هند است استفاده از مشخصه های سینمای هند مانند درون پردازی شخصیتها و دارا و ندار بودن، که اغلب در فیلم های هندی قهرمان مرد عاشق پیشه، ندار است و عاشق یک دختر پولدار می شود، مناسبات استفاده شده در فیلم سلام بمبئی برگرفته شده از سینمای هند است،

محمدپور هم در همین ابعاد و چارچوب توانسته به میزان لازم این قصه را ایرانیزه کند و طوری قصه بگوید که مخاطب عام می خواهد؛ در مواجه شدن با فیلم هایی مثل فیلم سلام بمبئی نباید به ریزه کاری های فیلمنامه یا بخش فرمیک فیلم توجه داشت چرا که این فیلم در نگاه اول برای مخاطب عام سینمای ایران ساخته شده و در نگاه بعد می توانیم به ضعف های پرداختی در فیلمنامه و ساختار اشاره کنیم که غالبا این گونه فیلم ها بی عیب و بی نقص نیستند

می توانیم این فیلم را با نگاه به سینمای عامه پسند براحتی بپذیریم

اما می توانیم این فیلم را با نگاه به سینمای عامه پسند براحتی بپذیریم در این برهه ی زمانی که بیشتر فیلم ها در فرم یا محتوای خاصی فرو رفته اند فیلم سلام بمبئی فارغ از نکات مبهم یا تعیلق های بی مورد به قصه گویی می پردازد، پایان فیلم اگر چه تلخ به اتمام می رسد اما این تلخ گرایی به کلیت و موقعیت های عاشقانه ی فیلم آسیب وارد نکرده است

شاید فکر کنید که نگارنده می خواهد از این فیلم دفاع کند اما این گونه نیست نگارنده فکر می کند که سینمای ایران گاهی به همچین فیلم هایی هم نیاز دارد اقتصاد سینما با این فیلم ها که نه سخیف هستند و نه بازیگر با رقص می خواهد مخاطب را به سینما بکشاند برای چرخه ی سینمای عامه پسند لازم است از طرفی دیگر اگر چه شخصیت اول این فیلم محمدرضاگلزار است که بیشتر مخاطبان سینما برای نام او به سینما می روند

فیلم سلام بمبئی تنها به سوپراستارش تکیه نکرده است

اما فیلم سلام بمبئی تنها به سوپراستارش تکیه نکرده است و توانسته با شکل درست و استانداردی به مقوله ی عشق بپردازد در بیشتر سکانس های فیلم عشق با نگاهِ لطیفش توانسته احساسات مخاطب را جریحه دار کند، مخاطب امروز سینما هم می تواند با همچین قصه یی ارتباط تنگاتنگی برقرار می کند.

از سوی دیگر فیلم سلام بمبئی با وجود هزینه ی ساخت توانسته به آن هدف نهایی برسد به طوری که این فیلم هم در گیشه موفق است و هم می تواند رضایت مخاطب عام را به خود جلب کند، از سوی دیگر بهره گیری درست و به قاعده از فضای شهری هند و تمهیدات قابل توجه و میزانسن های استاندارد و قاب هایی که با مضمون همخوانی دارند برای محمد پور گام روبه جلویی است.

بی شک بازی دیامیرزا بازیگر هندی این فیلم در کنار محمدرضاگلزار از امتیازات مهم این فیلم به حساب می آید گلزار در این فیلم با بازی متفاوت و البته کنترل شده از سوی فیلمساز توانسته در نقش علی به درستی ایفای نقش کند.

می شود این طور بیان کرد که موقعیت های عاشقانه در این فیلم به غلو و اغراق نرسیده است چرا که عشق در این فیلم در حد دیالوگ یا ارجاعات نیست و می شود عشق را به معنای درستش در این فیلم حس کرد.

روزنامه هنرمند




نظر شما چیه ؟



نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.