محمدرضا گلزار ستاره ای که بازیگر شد

۹۵/۱۰/۱۴

همین الان (الان یا… الان؟) اگر نام محمدرضا گلزار را گوگل کنید، در کسری از ثانیه بیش از یک میلیون نتیجه مقابل دیدگان شما می گذارد. مهم ترین این نتایج در نیمه های آذرماه شاید فیلم خواستگاری یک دختر از بازیگر سرشناس باشد و البته این جمله از زبان او که «بله؛ من یک آذری متعصب هستم. اما بازیگر، نوازنده، خواننده و مدل تبلیغاتی زاده نخستین روز سال ۵۶ در تهران که سابقه بازی والیبال در سطح باشگاهی هم در کارنامه دارد، حدود دو دهه است در عرصه هنر ایران خودنمایی می کند.

ماهنامه دیار – مهدی فروتن: همین الان (الان یا… الان؟) اگر نام محمدرضا گلزار را گوگل کنید، در کسری از ثانیه بیش از یک میلیون نتیجه مقابل دیدگان شما می گذارد. مهم ترین این نتایج در نیمه های آذرماه شاید فیلم خواستگاری یک دختر از بازیگر سرشناس باشد و البته این جمله از زبان او که «بله؛ من یک آذری متعصب هستم. اما بازیگر، نوازنده، خواننده و مدل تبلیغاتی زاده نخستین روز سال ۵۶ در تهران که سابقه بازی والیبال در سطح باشگاهی هم در کارنامه دارد، حدود دو دهه است در عرصه هنر ایران خودنمایی می کند.
او که اواسط دهه ۷۰ از موسیقی آغاز کرده بود، خیلی زود وارد دنیای بازیگری شد و البته طولی نکشید که به واسطه چهره جذابش روی بیلبوردهای تبلیغاتی هم رفت. گرچه همین چهره دلنشین گاهی به ضرر او شده و در فعالیت های هنری اش وقفه انداخته است اما در مجموع نانی که زیبایی ظاهری سر سفره گلزار گذاشته بسیار بیش از محروم شدن های گاه و بیگاه او بوده است.
reza golzar - instagram

بازیگر ۳۹ ساله که آخرین بار سال ۹۱ با «تو و من» در سینما حضور داشت، پس از چهار سال با دو فیلم به سالن های تاریک بازگشت. به بهانه اکران همزمان «خشکسالی و دروغ» و «سلام بمبئی»، نقاط عطف کارنامه گلزار را مرور کرده ایم.

کشف و درخشش

زنده یاد ایرج قادری که خود را متخصص کشف استعدادهای تازه و جوان در عرصه بازیگری می دانست، شش سال پس از بازگشت دوباره به سینما و ساختن پنج فیلم، در «سام و نرگس» یک چهره جوان رو کرد. فیلم به لطف چهره جذاب جوانی ۲۳ ساله فروشی خوب داشت و نام محمدرضا گلزار را سر زبان ها انداخت. هر چند هنر بازیگر تازه کار آنقدر نبود که کارشناسان را به آینده اش امیدوار کند.
اندکی بعد فریدون جیرانی هم برای نقش جوان اول «شام آخر» سراغ گلزار رفت و در این فیلم بود که او گوشه هایی از توانایی های بازیگری اش را در مقابل قدیمی ترهایی چون کتایون ریاحی، ثریا قاسمی و آتیلا پسیانی به رخ کشید. نکته اینجا بود تماشاگران باور کرده بودند این جوان خوش سیما می تواند عاشق مادر یک دختر جوان شود و همین عشق نامتعارف هم به جنایتی شگفت بینجامد.

«شام آخر» در نوروز ۸۱ و «سام و نرگس» اواخر تابستان همان سال اکران شدند و جزو فیلم های موفق بودند. گلزار در فاصله کمتر از دو سال در شش فیلم از جمله «چشمان سیاه» زنده یاد قادری نقش اول را ایفا کرد که بیشتر تکرار همان کلیشه های رایج بود و فصل اول پرونده بازیگری او همین جا بسته شد.کشف طنز پنهان

آرش معیریان نخستین فیلمسازی بود که وجهی دیگر از هنر نه چندان پررنگ گلزار محبوب و مشهور را در عرصه بازیگری کشف کرد و او را برای ایفای نقش در یک فیلم کمدی برگزید. حاصل این خرق عادت به فیلمی تبدیل شد به نام «کما» که بلافاصله پس از تولید روی پرده سینماها رفت و بسیاری از رکرودهای فروش را جا به جا کرد. تضاد میان چهره و بازی گلزار و امین حیایی و شیرین کاری هایی که تماشاگر پیش از این از بازیگر فیلم های عاشقانه ندیده بود، «کما» را به موردی عجیب در سینمای ایران و کارنامه گلزار تبدیل کرد.
reza golzar - eclipce - instagram

این فرمول برنده البته چند بار دیگر در فیلم هایی کاملا مشابه به کار گرفته شد و عجیب اینکه باز هم جواب داد. هرچند موفقیت هیچکدام به پای «کما» نرسید؛ «شام عروسی»، «کالاغ پر» و «شیش و بش» از جمله همین کمدی ها بودند که چیزی به کارنامه گلزار اضافه نکردند.

کمدی از نوع متفاوت

در میان انبوه فیلم ها و فیلمنامه هایی که به گلزار پیشنهاد می شد و البته او نمی خواست و نمی توانست به همه آنها پاسخ مثبت بدهد، نام دو کارگردان شاید ستاره آن سال ها را بیشتر وسوسه کرد؛ «آتش بس» تهمینه میلانی و «توفیق اجباری» محمدحسین لطیفی.
میلانی با حضور گلزار و مهناز افشار یک کمدی روشنفکرانه ساخت که بسیار خوب فروخت و یکی از نقاط عطف کارنامه گلزارشد. ضمن اینکه ترکیب او با افشار هم خوب جواب داد و بسیاری از فیلمسازان را به صرافت ساختن فیلم با حضور این دو بازیگر انداخت.
از سوی دیگر، لطیفی سراغ یک ترکیب تازه رفت و عطاران را کنار گلزار قرار داد از شیرین زبانی های این دو، فروش و گیشه خوب «توفیق اجباری» را تضمین کند. هرچند عطاران این روزها خودش یک ستاره است اما حدود یک دهه پیش کاملا زیر سایه گلزار قرارداشت. حضور باران کوثری، بهاره رهنما و نیوشا ضیغمی هم بیشتر برای خالی نبودن عریضه بود و عطاران و گلزار «توفیق اجباری» را به ساحل نجات رساندند تا یک فیلم موفق در کارنامه آنها به ثبت برسد.

میلانی که طعم خوش موفقیت را با «آتش بس» چشیده بود، بعدها تلاش کرد نسخه دوم آن را البته با حضور بهرام رادان و میترا حجار بسازد که البته موفق نشد و فیلم آشکارا از غیبت گلزار و افشار در نقش های اصلی به شدت لطمه خورد.یک استثنا بر قاعده

آنها که عادت به دیدن گلزار در نقش ستاره داشتند، در جشنواره بیست و دوم فلم فجر حسابی غافلگیر شدند. «بوتیک» نخستین تجربه کارگردانی حمید نعمت الله بود که گلزار در آن نقش جهانگیز یا جهان را ایفا می کرد. فیلم بیش و پیش از آنکه متکی به زیبایی چهره قهرمانش باشد، راوی داستانی تلخ بود و در این میان، بار اصلی ماجرا روی دوش گلزار قرار داشت. بازیگر جوان ازعهده یک نقش سختی خیلی خوب برآمد و از همان زمان نشان داد اگر کارگردانی درست و درمان روی صندلی پشت دوربین نشسته باشد، می تواند یک بازی کاملا متفاوت از خود نشان بدهد.
hello mumbai
«بوتیک» علاوه بر گلزار، چند بازی متفاوت از رضا رویگری، حامد بهداد و یوسف تیموری هم داشت. فقط حیف که با مهاجرت بازیگر نقش اتی به خارج از ایران، فرصت بیشتر دیده شدن این فیلم از دست رفت و بعدی است «بوتیک» مثلا از تلیوزیون پخش شود.

هنوز هم خیلی ها وقت می خواهند از متفاوت ترین نقش کارنامه گلزار بگویند، بلافاصله به فیلم اول حمید نعمت الله اشاره می کنند؛ تجربه ای که امید داریم بار دیگر تکرار شود.ستاره فیلم های توفیقی

گلزار شایدخسته از حضور در انبوه فیلم های موسوم به سینمای بدنه و تجاری، تصمیم گرفت بخت خود را در فیلم های متفاوت تر هم بیازماید. نتیجه این بخت آزمایی تبدیل شد به حداقل دو فیلم که بعید است به این زودی ها رنگ پرده را ببینند. بهمن فرمان آرا که نشان داده چندان در قید و بند زیبایی ظاهری بازیگرانش نیست، برای «دلم می خواد» سراغ گلزار رفت و فیلمی با حضور او و رضا کیانیان، مهناز افشار، رویا نونهالی، صابر ابر، سحر دولتشاهی و چند بازیگر ساخت اما با وجود آماده نمایش بودن، «دلم می خواد» هنوز اکران نشده است.
گفته می شود دلیل اصلی این ماجرا نه ممیزی های مرسوم وزرات ارشاد، که اختلاف میان تهیه کننده و کارگردان است. هر چند فیلم مضمونی غیرمعمول دارد و روایت حرکت های موزون و غیرارادی یک مرد را روایت می کند اما از بخت بد گلزار، «دلم می خواد» دست کم دو سال است پشت در بسته یک اختلاف عمیق گیر کرده و به این زودی ها و آسانی ها خلاص نمی شود.

دیگر فیلم متفاوت کارنامه گلزار در سال های اخیر «مادر قلب اتمی» است که حتی از نام آن هم می توان حدس زد برای به نمایش درنیامدن ساخته شده است! در بخش هایی از فیلم، بازیگران زن ترانه های خارجی را با صدای بلند می خوانند و با اینکه حداقل دو ممیزی چند دقیقه ای برای آن در نظر گرفته شده، باز هم بعید است رنگ پرده را ببیند. «مادر قلب اتمی» دومین تجربه کارگردانی علی احمدزاده پس از فیلم توفیقی «مهمونی کامی» است که آن هم مضمونی شبیه این یکی داشت و هرگز به نمایش درنیامد. ترانه علیدوستی، پگاه آهنگرانی و مهرداد صدیقیان همبازی های گلزار در «مادر قلب اتمی» هستند.رونق شبکه نمایش خانگی

هر چند محمدرضا گلزار هرگز در پروژه های تلویزیونی حضور نداشته اما سهمی از ماجراجویی او در سینما به شبکه نمایش خانگی مربوط است. موفقیت های خیره کننده «کما» و «توفیق اجباری» برخی تهیه کنندگان را بر آن داشت تا از ترکیب گلزار و حیایی در کنار لطیفی برای ساختن یک مجموعه ویدیویی بهره ببرند. نتیجه البته نه خیلی درخشان اما تا حدودی امیدوارکننده بود.
«ساخت ایران» نخستین پروژه شبکه نمایش خانگی بود که بخش زیاد آن در خارج از مرزها روایت شد و استفاده از بازیگران زن بدون رضایت به محدودیت های داخل ایران، از نقاط قوت سریال بود. هرچند «ساخت ایران» هم مثل انبوه پروژه های موفق پایان خوش نداشت اما در کارنامه گلزار یک نقطه روشن است. او دو سال پیش قرار بود در مجموعه ۲۶ قسمتی «عشق تعطیل نیست» بیژن بیرنگ هم حضور داشته باشد که تولید این سریال شبکه نمایش خانگی پس از فقط پنج قسمت به بن بست خورد.
Hello mumbai-insta
جایی حوالی خارج
چند سال دوری از پرده سینما برای ستاره داستان ما البته که آسان نگذشت. او آخرین بار در شهریور ۹۰ با «تو و من»- یکی از همان انبوه فیلم هایی که بیشتر ظاهر گلزار را می خواهند- در سینما حضور داشت و بعد از ناکام ماندن دو پروژه «دلم می خواد» و «مادر قلب اتمی»، راهی را رفت که سال ها پیش زنده یاد محمدعلی فردین رفته و البته پشیمان شده بود؛ بازی در یکی از معدود فیلم های مشترک ایران و هند، نام گلزار را به یک ستاره بین المللی تبدیل کرده و فارغ از فروش یا ناکامی «سلام بمبئی»، می توان این برچسب را به تمام لقب ها و عناوین او افزود. شاید حتی درخشش این فیلم ایرانی هندی در سرزمین بالیوود بتواند جایگاهی مناسب برای گلزار در دنیای ستاره های زیبارو و پرطرفدار خلق کند.

ستاره سینمای ایران که فیلم هایش معمولا خوب می فروشند، شاید دوست دارد به یک برند بین المللی و حتی جهانی تبدیل شود و ساده ترین راه برای رسیدن به این آرزو، پا کردن در کفش ستاره های بالیوودی است برای اینکه بدانیم گلزار راه را درست رفته یا نه، باید منتظر استقبال مردم ایران و هند از «سلام بمبئی» باشیم.یک جای خالی بزرگ؛ خیلی بزرگ

بسیاری از ستاره های آسمان بازیگری سینمای ایران برای تجربه کردن هم که شده یک یا چند بار روی صحنه تئاتر ظاره شدند؛ از شهاب حسینی گرفته تا پارسا پیروزفر و خیلی های دیگر برای گلزار که شهرتی همپایه دوستان و همکاران خود در سینما دارد، دوری همیشگی از صحنه تئاتر شاید نکته ای آزاردهنده باشد.
از سوی دیگر، حسینی بخشی از شهرت خود را مدیون هنرنمایی در پروژه های تلویزیونی از جمله «مدار صفر درجه» و «شوق پرواز» است و پارسا حتی اگر تا پایان عمر حرفه ای دوباره به تلویزیون برنگردد، همیشه با «در چشم باد» در یادها می ماند. هرچند او پیش تر در «سفر سبز»، «در پناه تو» و «در قلب من» درخشیده بود. درست است که «ساخت ایران» گلزار بارها از تلویزیون پخش شده اما نمی توان آن را تولید اختصاصی برای قاب کوچک دانست. غیبت در صحنه تئاتر و بی میلی برای کار در تلویزیون دو علامت سوال بزرگ کارنامه رضا گلزار است که شاید یک روز خود او به آنها پاسخ بدهد.
salam mumbai 3
آخر این قصه ما…
«من آذری ام. به عبارت دقیق تر، ترک متعصب هستم. آیا مرد سنتی و غیرتی، ضدزن معنا می شود؟ من غیرتی هستم از نوع «قیصر» مسعود کیمیایی، نه «فروشنده» اصغر فرهادی.» برای بازیگری محبوب که با تلاش خود به مقام ستاره بودن هم رسیده، حضور روی صحنه تئاتر و موسیقی شاید به خودی خود امتیاز نباشد. محمدرضا گلزار در سینمای ایران و عرصه بازیگری تقریبا شبیه هیچ کس نیست اما برای ماندگارشدن و ستاره ماندن چیزهایی کم دارد؛ چیزی از جنس اعتماد به نفس درخشیدن روی صحنه نمایش یا پرهیز از حضور در نمایش هایی شبیه آنچه دیگران برایش تدارک می بینند.
برای اینکه بدانیم داریم درباره چه چیزی حرف می زنیم، کافی است فیلم کوتاه خواستگاری دختر جوان را از گلزار فقط یک بار تماشا کنید! او حتی قرار نیست ستاره سینمای ایران در خارج از مرزها باشد. برای یک آذری متعصب و غیرتی آن هم از نوع قیصر، بهترین جای زمین همین جاست؛ جایی حوالی مردمی که دوستش داشته باشند و برای دیدنش روی پرده سینما، صحنه تئاتر یا قاب تلویزیون لحظه ها را بشمارند.
او نیاز دارد و باید حتی برای یک بار چهره اش را به دست استادان چهره پردازی بسپرد تا آن را ویران کنند و دوباره از نو بسازند. مثل همکارش پارسا پیروزفر که در «مهمان مامان» داریوش مهرجویی هیچ نشانی از آن جوان خوش سیما ندارد اما همچنان پارسا پیروزفر است. محمدرضا گلزار برای ستاره ماندن و بازیگر شدن، باید چهره خود را کنار بگذارد.



2 دیدگاه


  1.    یک دوست - ۹۵/۱۰/۱۶

    این متن کی نوشته؟چرا یک جا تعریف کرده یک جا نوشته باید چهره اش کنار بذاره

    •    editor4 - ۹۵/۱۰/۱۷

      مقاله ای نقد گونه هست و نظر نگارنده عزیزم


نظر شما چیه ؟



نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.