مادر قلب اتمی سلام بر سوررئالیسم

۹۶/۳/۱۵

نقد فیلم مادر قلب اتمی, atom heart mother, سلام بر سوررئالیسم

حسین خامی

یک فیلم چند لایه ای و فراواقع گرایانه که به شخصه دوست دارم این سبک بیشتر در سینمای ایران جا بیفتد. اگر به دقت به نریشن های فیلم گوش بدیم با فیلم بیشتر ارتباط برقرار می کنیم امتیازی که مادر قلب اتمی دارد اینست که از پیش پا افتاده ترین المان ها و دغدغه های نسل امروزی یک رویا و توهم ساخته است یک توهم اجتماعی! و امتیاز دیگرش بازی گرفتن دلپذیر کارگردان از چهار کاراکتری که هر کدام از نقش هایشان سر بلند بیرون آمده اند مطمئنا دوستانی که به فیلم های…

مادر قلب اتمی فیلم عجیبی ست همانطور که اسم عجیب و غریبی دارد. فیلم با یک نریشن آغاز می شود نریشنی که با صدای گلزار روی تصویر ترانه علیدوستی نشسته است و می گوید این منم! من معلوم نیست کی هستم و تا آخر هم معلوم نمی شود.

بازیگوشی های ترانه و پگاه با در آسانسور و شیر آب از همان ابتدا شاید این حس را القا می کند که با دو کاراکتر بازیگوش و ماجراجو طرف هستیم. در ادامه و با وارد شدن کامی به داستان فیلم سر پا می ایستد و به یک شخصیت با تیپ عجیب و غریبی می رسیم که در لحظاتی هم سرگرم کننده و کمیک می شود. که قسمتی از آن تا حد زیادی شبیه فیلم قبلی فیلمساز یعنی مهمونی کامی است.

در صحنه ای که کامی پشت نشسته و ترانه و پگاه جلوی ماشین و آهنگی را با صدای بلند باهم همخوانی می کنند یک ترکیب جالب از نسل امروزی رخ می دهد. تصویری دوست داشتنی از نسلی که یاد گرفته بغض هایش را قورت دهد

در بلندی نسشته اند و تهران را تماشا می کنند می بینیم همگی سیگار برقی یا شارژی می کشند که شاید کنایه ای باشد بر دغدغه مندی شان یا عجیب بودن ماجرا و رویایی که کامی تعریف می کند: تهران قلب اتمی شده بود و آتش گرفت و سیگارم را روشن کرد!

اما لحظه ای که احساس می کنیم با یک فیلم واقع گرای اجتماعی مواجه هستیم، ورود گلزار نیمه ی دیگری و بهتر بگوییم لایه ی دیگری از فیلم را رو می کند. گلزاری که تا به اینجا فقط صدایش را می شنیدیم و به هر کاراکتری که به داستان اضافه می شد می گفت این منم! حتی پیرمردی که با آن تصادف صورت گرفته است.

با اضافه شدن گلزار، فیلم از مسیر واقعی خود کمی فاصله می گیرد و بهتر بگوییم به سوررئالیسم غش می کند حال می خواهیم کمی اصول حاکم بر سوررئال را مرور  کنیم

مهمترین ویژگی سوررئالیسم رویا ست وهم، خیال… چیزی که برایمان تا حدودی روشن می شود اینست که این شاید یک خواب شبانگاهی ترانه باشد حتی اگر به تایم سپری شده در فیلم توجه کنیم از نیمه های شب تا دم سحر که می خواهد تازه هوا روشن شود فیلم آغاز و تمام می شود. غیب شدن و ظاهر شدن گلزار و نریشن های پیاپی او هم می تواند دلیلی بر  این ادعا باشد. رویا یا توهمی که با پرت شدن ترانه از ارتفاع خاتمه پیدا می کند چون گلزار که خود را پرت می کند شخصیتی ست درون هر یک از این کاراکتر ها حتی شاید یک صفت باشد یا یک فطرت انسانی.

دیوانگی دومین اصل در سوررئالیسم است. با دقت به تک تک کاراکترهای فیلم می توان دریافت که با یکسری دیوانه طرف هستیم و هر کدام به نوعی خاص با این دیوانگی سر و کله می زنند.

امر شگفت انگیز و خارق العاده! در سوررئالیسم به این اصل احتیاج مبرم داریم برای مثال در فیلم مرد فیل نمای دیوید لینچ ما با مردی سروکار داریم که نصف بدنش شبیه فیل و نیم تنه پایینی اش شبیه انسان است و یا در چشمه ی آرنوفسکی ما با درختی مواجه هستیم که مرد می رود و آنجا رویا می بیند با موسقی تسخیر کننده اش. اما گرچه در مادر قلب اتمی اتفاقی آنچنان شگفت انگیز رخ نمی دهد اما می خواهد رگه هایی از این امر را در داستان القا کند. ورود صدام به ماشین ترانه و حرف زدنش با میکروفن تصویری کاملا غیر طبیعی و عجیبی را رقم می زند. ظاهر شدن گلزار در کلیسا وقتی که مدتهاست از دستش فرار کرده اند و… این ها را شاید فقط بشود در خواب نیمه های شب دید. یا در تونل که گلزار به دری اشاره می کند و می گوید این در مرز بین این دنیا و آن دنیاست و می خواهد پگاه را با خود ببرد دری که شاید روزی چندبار از جلویش به سادگی عبور می کنیم دری که با هوشمندی فیلمساز به ردیف C-27 و بحران بیست و هفت سالگی که خیلی از جوان های امروزی با آن مواجه هستند اشاره می کند.

صدای هیتلر پخش می شود و گلزار در نریشنی می گوید این یکی از آخرین سخنرانی های من است. ما پس با یک شخصیت ثابت طرف نیستیم شخصیتی که از گلزار می بینیم به درونیات انسان بیشتر نزدیک است در بعضی صحنه ها تند خوی و در بعضی خوش خلق و مهربان. شاید امر فراواقع داستان همین شخصیت گلزار باشد، خوی انسانی در قالب انسان! نماینده خیر و شر انسانی! یک کاسترو یک چگوارا یک صدام یک هیتلر…

هزل و طنز نیز از اصولی ست که در سوررئالیسم آمده است و ما در فیلم به چند مورد برخورد می کنیم که می توان صحنه هایی از دست انداختن مامور نیروی انتظامی و نیز چند مورد از هزل گویی ها و شوخی های کامی را ذکر کرد.

خلاصه کلام اینکه امتیازی که مادر قلب اتمی دارد اینست که از پیش پا افتاده ترین المان ها و دغدغه های نسل امروزی یک رویا و توهم ساخته است یک توهم اجتماعی! و امتیاز دیگرش بازی گرفتن دلپذیر کارگردان از چهار کاراکتری که هر کدام از نقش هایشان سر بلند بیرون آمده اند.

اما نکته ای که هست اینست که مشکل ما در سینمای ایران اینست که ورود به ژانر نمی کنیم حتی این فیلم را نمی توان بطور قطع گفت سوررئال، فقط سوک سوک می کند و برمی گردد اما چشمه ی آرنوفسکی یک سوررئال تمام عیار است مشکلی که ما در فیلم میبینیم اشیا و المان های سوررئالیستی ست یعنی تصاویر عجیب و غریب ذهنی را عینی کردن. اگر فیلمساز می خواهد فیلمی فراواقع گرایانه بسازد باید اشیا دور و برش را در راستای کاری که می خواهد بکند به خدمت بگیرد بعنوان مثال درخت در فیلم چشمه ی آرنوفسکی یک نماد یا یک شی سوررئال قرار داده شده است و تصاویری خارق العاده از آن میبینیم که ما را بیشتر به فضای وهم و خیال فیلم سوق می دهد اتفاقی که کمتر در اشیاء این فیلم می بینیم و همین امر باعث می شود یک قشری آنچنان که باید با مادر قلب اتمی ارتباط برقرار نکنند.

اما باز هم ورود این سبک به سینمای ایران را و عبور از رئالیسم اجتماعی را باید ارج نهاد گرچه هنوز سوررئالیسم آنگونه که باید وارد نشده است ولی همین که از دور دست تکان می دهد و سلامی به ما می کند غنیمتی ست.




نظر شما چیه ؟


کد امینیتی *


نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.