سریال «عاشقانه»؛ لاکچری ترین سریال با کلی سانسور!

۹۶/۳/۱

موفق ترین سریال شبکه نمایش خانگی این روزها «عاشقانه» منوچهر هادی است. کارگردانی که با سریال های تلویزیونی شروع کرده، سری هم به ژانر اجتماعی زده و البته این ژانر را ژانر مورد علاقه اش می داند، پس از موفقیت با «من سالوادور نیستم» به سراغ شبکه نمایش خانگی آمده تا با پرستاره ترین سریال این روزها بخت خود را در این عرصه بیازماید.

روزنامه تماشاگران امروز – فاطمه پاقلعه نژاد: موفق ترین سریال شبکه نمایش خانگی این روزها «عاشقانه» منوچهر هادی است. کارگردانی که با سریال های تلویزیونی شروع کرده، سری هم به ژانر اجتماعی زده و البته این ژانر را ژانر مورد علاقه اش می داند، پس از موفقیت با «من سالوادور نیستم» به سراغ شبکه نمایش خانگی آمده تا با پرستاره ترین سریال این روزها بخت خود را در این عرصه بیازماید.
«عاشقانه» اما فارغ از ستاره هایی که در آن به ایفای نقش می پردازند، به خاطر ممیزی هایی که در قسمت های اول دارد هم خبرساز شد. ممیزی هایی که با روتوش روسری و شال هنرمندان زن این سریال حسابی توی ذوق می زند و هادی گله مند است از اینکه چرا از همان اول این میزان ممیزی را به او نگفته اند تا این اتفاق برای سریالی که از لوکیشن ها تا ماشین ها و لباس های بازیگران همه لاکچری است رخ ندهد.
سریال «عاشقانه» اما در هفته های اخیر مشکلاتی داشته، تا جایی که هم مزان با اتمام فیلمبرداری آن گفته شد که با حکم قضایی اجازه توزیع ندارد اما قسمت هفتم و هشتم آن با وجود همه مشکلاتی که منوچهر هادی می گوید در حیطه وظیفه اش نیست که درباره آنها صحبت کند و پاسخ آنها را باید تهیه کننده و اسپانسر بدهند اما در خلال گفت و گویش با «تماشاگران امروز» می گوید که این مشکلات تازگی ندارد و حین فیلمبرداری هم بارها کار تا پای تعطیلی رفته است.
شما بعد از موفقیت با «سالوادور» وارد شبکه نمایش خانگی شدید و این ورود هم بعد از موفق ترین سریال شبکه نمایش خانگی بود. بعد از مدت ها که تلویزیون هم سریال خوبی نداشت مردم این سریال را دیده بودند و این برای موفقیت سریال شما مثل یک چاقوی دولبه بود. هم مردم را برای خرید قسمت اول راغب می کرد و هم اگر از قسمت اول خوششان نمی آمد  دیگر آن را نمی خریدند. برای قسمت اول چه تمهیدی داشتید؟
تمهیدی که ما داشتیم برای کلیت کار بود. شما وقتی بخواهی یک سینمایی یا سریال نمایش خانگی کار کنی، تمام اعتمادت به متن است. وقتی طرح و متن کلی درست باشد، شما هیچ نگرانی ای نداری. بعد از اینکه متن مورد علاقه ات را پیدا کنی و انتخاب ها درست باشد قطعا کار، کار درستی از آب در می آید و شما دیگر نباید نگران مخاطب باشی و فروش بالا می رود و برای کسانی که صاحب نظر باشند و تخصصی سینما را دنبال کنند هم دلچسب خواهدبود. من هم اول تکیه ام روی متن بود.
در ابتدا که طرح کلی را انتخاب کردیم، غیر از نویسندگانمان یک اتاق فکر هم تشکیل دادیم، طرح اولیه را در اتاق فکر بررسی می کردیم. بعد من به عنوان نماینده اتاق فکر و کارگردان با نویسنده ها جلسه می گذاشتم و این کار خیلی مفید و موثر بود.
موفقیت یک فرمولی دارد که به نظر می رسد شما آن را همیشه بلد بودید. حتی قبل از سالوادور با سریال هایی که برای تلویزیون کار کردید این را نشان دادید. سالوادور همان طور که خودتان گفتید ایده آل شما نبوده…
من می گویم باید تکلیفت را با کار مشخص کنی. اگر وقتی سالوادور را می سازی بخواهی با چشم انداز «جدایی نادر از سیمین» با یک مثال از فیلم های خودم «یکی میخواد باهات حرف بزنه» پیش بروی، شکست می خوری. وقتی «یکی میخواد باهات حرف بزنه» می سازی باید مسیر فیلمسازی ات فرق کند و با مناسبات کار اجتماعی جلو بروی و وقتی سالوادور می سازی باید با مناسبات یک کار کمدی پیش بروی و این مناسبات را رعایت کنی. مهم ترین این مناسبات هم انتخاب بازیگر است.
نتیجه زحمات کارگردان و همه عوامل را بازیگر با بازی خوبش نشان می دهد، بنابراین انتخاب ها باید درست باشد. وقتی هم وارد کار نمایش خانگی می شوی باید بدانی که در نمایش خانگی اول ویترین کار مهم است، چون این کار تجاری است و باید فروش برود. سریالی نیست که مردم در تلویزیون و مجاری ببینند، برای این کار باید پول بدهند. همان طور که گفتید اگر قسمت یک مورد پسندشان نباشد به سختی سراغ قسمت دوم می روند و برای همین باید فرمول کار را بدانی.شما برای عاشقانه سراغ مهناز افشار و محمدرضا گلزار رفتید که تجربه ناموفق «عشق تعطیل نیست» را داشتند. شاید این ریسک کار شما را بالا می برد.

تجربه ناموفق «عشق تعطیل نیست» ربطی به گلزار و مهناز افشار نداشته. به فیلمنامه و کارگردانی که متن را انتخاب می کند و استفاده درست از بازیگرش ندارد بر می گردد. بالاخره بازیگر به کارگردان و کست اعتماد می کند و با تمام وجود می آید که یک کار خوب ر ارائه بدهد. منتها مخاطب نمایش خانگی نمی داند که اگر «عشق تعطیل نیست» یا «قلب یخی» نیمه کاره رها می شود ربطی به بازیگر ندارد، گرچه بازیگر هم ضرر می کند. ما از ابتدا قصد داشتیم به هر قیمتی که شده کار را پایان برسانیم.
گرچه در عاشقانه مشکلات خیلی زیادی داشتیم. کاری که باید در چهار ماه و نیم جمع می شد، هشت، نه ماه طول کشید من پیشنهادهای خیلی وسوسه انگیزی داشتم ولی آنها را نپذیرفتم و پای عاشقانه ایستادم تا تمام شود. بازیگرها هم نهایت همکاری را داشتند.
عشق تعطیل نیست، قلب یخی، شاهگوش و… هیچ کدام پایان درستی نداشتند. شما وقتی می خواستید این کار را شروع کنید تضمینی از تهیه کننده و سرمایه گذار گرفتید که پای کار بایستند و کار تمام شود؟
چیزی به اسم تضمین وجود ندارد که من از سرمایه گذار بخواهم. همین که تو از بین این همه کارگردان انتخاب می شوی برای کاری که قرار است هشت تا ده میلیارد برایش هزینه شود، باید به جایگاهی رسیده باشی که این اعتماد به تو بشود. پیشنهاد یک کار سینمایی که قرار است با یک میلیارد تمام شود، ممکن است برای من خیلی وسوسه انگیز نباشد اما کاری که قرار است با ده میلیارد و با حضور این همه ستاره ساخته شود برای من هم یک آزمون است که باید این فرصت را غنیمت بشمارم و روی هوا آن را بقاپم. هم سرمایه گذار، هم کارگردان، هم همه عوامل و بازیگران دوست ندارند کار نیمه تمام بماند.
معمولا ما ایرانی ها در کار گروهی خیلی موفق نیستیم. اصولا کار ما هم کار سختی است، این طور نیست که کارگردان کارش را بلد باشد یا پول باشد کار درست پیش برود. خیلی مسائل باید دست به دست هم بدهد تا این کار جمع شود. در عاشقانه اگر شخص خود من نبودم هزار تا اتفاق ممکن بود بیفتد.چه کردید؟

ده بار کار خوابید. من می توانستم بروم دنبال یک کار دیگر و کار نیمه کاره می ماند.
کار کردن با گلزار سخت است.
کلا کارکردن با استار سخت است. گلزار برای من از همه ساده تر بود.یعنی از کار کردن با عطاران راحت تر بود؟

هر دو برای من راحت بودند. وقتی آدم حرفه ای کنار آدم حرفه ای قرار می گیرد کار راحت می شود. مشکل از جایی به وجود می آید که رضا عطاران یا رضا گلزار حرفه ای گیر کارگردانی بیفتند که کارش را شاید تئوری بلد باشد، شاید دکوپاژ و بازیگردانی بداند، ولی اساسا کار جمعی و مدیریت بلد نیست. کافی است نتوانی رضا گلزار یا ساره بیات و مهناز افشار را هضم کنی، تو به عنوان کارگردان مسئولی که اینها حالشان خوب باشد.
در آن بحرانی که می گویید داشتید چطور حالشان خوب بود؟
مشکلاتی که  ما در عاشقانه داشتیم، مشکلاتی بود که ممکن بود در هر کاری پیش بیاید. هیچ شخص خاصی هم در آن مقصر نبود. نه تهیه کننده، نه سرمایه گذار و… ولی ارتباط موثر بین اینها برقرار نمی شد. مثل زندگی زوجی که هم خانم خانواده و هم مرد خانواده هر دو به تنهایی آدم های خوبی هستند ولی با هم هماهنگ نمی شوند.

این دلیل نمی شود که آنها آدم های موفقی نیستند. ترکیب این دو جواب نمی دهد. اتفاقی که در عاشقانه افتاد این بود که بین سرمایه گذار و تهیه کننده این اتفاق درست نیفتاد. مشکلاتی به وجود آمد که ما کمک کردیم، بازیگرها آمدند، خیلی ها بخش عمده ای از دستمزدشان را نگرفتند و سعی کردند کار را درست راه بیندازند.

اینکه می گویند سوپراستارها افاده های خاص دارند و…

من هم اگر سوپراستار بودم دوست داشتم در یک محیطی کار کنم که همه چیز سر جای خودش باشد.مشکلاتی مثل کانکس اختصاصی و بادیگارد و… نداشتید؟

نه. ما اگر کنار خیابان هم غذا می خوردیم سوپراستارها هم کنار خیابان غذا می خوردند.خود شما هم بین کارگردان های جوان در دو، سه سال اخیر به استار تبدیل شده اید.  در ابتدا به ویترین اشاره کردید ولی کسی که بار فیلم را می کشد هومن سیدی است.

در قصه این اتفاق نیفتاده.نمود بیرونی آن…

بله. بعضی نقش ها کلا جذاب هستند. نقش یک پسر مجرد، باری به هر جهت و… شاید این شخصیت در جامعه جذاب نباشد ولی در سریال جذاب است و هومن هم واقعا خوب از پس بازی کردن آن برآمده اما برای اینکه هومن هم خوب دیده شود، پارتنرها، کارگردان، قصه و… همه موثر بودند. یک گروه خوب و همدل باید کنار هم باشند تا نقش خوب دیده شود.این طور نبوده که شما عمدا بخواهید پاس طلایی به هومن سیدی بدهید و او گل بزنه؟

نه.
بعضی منتقدها می گویند تنها شخصیتی که در سریال عمق دارد و از سطح خارج شده هومن سیدی است.
به نظر من سطحی ترین نقش در فیلمنامه نقش هومن سیدی بود. ولی واقعا توانایی و هنر هومن سیدی بود که نقش را خوب درآورد. نقش هومن نقشی است که بیشتر دیده می شود و این به خاطر اشکال در فیلمنامه نیست. نقش جوری است که جذابیت بیشتری دارد. بعضی نقش ها همینطوری روی ورق جذاب تر از بقیه هستند. نقش هومن یک جوان شیطان، باری به هر جهت و خیلی بی پروا است و این نقش را خیلی بانمک درآورده.

انصافا سهم زیادی در رنگ آمیزی این نقش داشته و وقتی من به عنوان کارگردان می دیدم نقش را درست در می آورد و ایده هایی که می دهد ایده های درستی است، قطعا موافقت می کردم. من هم می توانستم بگویم مانند چیزی که در فیلمنامه است عمل کنیم و او هم بی انگیزه شود. ولی هوشمندی کارگردان و هوشمندی گروه و بازیگر است که این نقش خوب می شود. در هر سکانسی که هومن حضور داشت همه گروه لذت می بردند. بقیه نقش ها هم به لحاظ شخصیت پردازی خیلی خوب هستند.

بازیگرها هم خوب آنها را ایفا کردند.
من خیلی راضی هستم. از قسمت هفت و هشت به بعد بیشتر درگیر بازیگرها می شوید.چرا همه چیز این قدر لاکچری است؟ ویلاها، خانه ها، ماشین ها، همه جوری است که قشر متوسط جامعه که بیشتر مخاطب شبکه نمایش خانگی هستند نمی توانند با آن همذات پنداری کنند.

ما سعی کردیم رویاهای مردم را به آنها بدهیم. کاری که در سینمای هند و ترکیه می کنند. البته با دغدغه ها و عاشقانه های خانواده ایرانی. احساس کردیم که مردم خسته شدهاند اینقدر در فیلم ها فقر دیدند.

البته که همین بچه ها هم در ادامه قصه ورشکست می شوند و گرفتار مشکلاتی می شوند اما خود مردم هم دوست دارند لباس و ماشین خوب ببیند. ما دوست داشتیم به قشر مرفه و آدم هایی که شیک هستند، بپردازیم. کسی که با لباس کارگری در دفتر هنری کار نمی کند. اتفاقا همین مسئله خیلی باعث جذب مخاطب شده است.

اگر به شما بگویند سریالی ساخته اید که ترویج روابط غیرمعمول می دهد چه می گویید؟

کدام روابط غیرمعمول؟مثلا شخصیت پیمان.

شما باید سریال را تا انتها ببینید و متوجه شوید که عاقبت این رفتارهای پیمان به کجا ختم می شود. ما باید اول شخصیت را نشان بدهیم، در انتهای سریال جمع بندی کنیم. الان جوان های مثل پیمان زیاد داریم، به اینها می پردازیم ولی ترویج نمی کنیم که جوان ها این شکلی باشید. در رابطه با شخصیت پیمان هم خواهرش به او نقد وارد می کند، حسین یاری بارها می گوید این چه طرز رفتار و لباس پوشیدن است و دائم دارند به او تذکر می دهند.
ما آنقدر از نشان دادن این شخصیت ها پرهیز کرده ایم و نکات مثبت و شخصیت های پاستوریزه نشان دادهایم که مردم هم حالشان بد شده. یک شخصیتی مثل هومن سیدی می آید که نقشش را اصولی و درست بازی می کند، اینقدر به این نقش ها پرداخته نشده که مردم فقط او را می بینند. بقیه بازیگرها سکانس ها و نقش های سخت تری داشتند. سکانس های حسی داشتیم که بازیگر یک نصفه روز برای بعضی پلان هایش اشک می ریخته.
درباره ممیزی می گویید؟ این روتوش روسری ها تا نهایت ادامه دارد؟
زمانی که به کار ممیزی دادند، ما تا قسمت ۱۷ را رج زده بودیم ولی از جایی که دیدیم واقعا دارند اینقدر سخت می گیرند، رعایت کردیم.چیزی که الان با روتوش پوشیده شده، روی پرده سینما می بینیم و هیچ اتفاقی هم نمی افتد.

به من گیر الکی دادند. با دوستان ارشاد هم بحث کردم و گفتم الگوی من همان سریال قبلی شبکه نمایش بوده که در آن هم برجستگی بدن خانم ها، هم کل مو و گوش و گوشواره مشخص بود، آنها گفتند ما به خاطر همان سریال به مشکل برخوردیم، برای همین سخت می گیریم. کاش همان روز اول به ما می گفتند یا کاش یک ناظر کیفی به ما می دادند سر صحنه به ما می گفت کجای کارمان ایراد دارد.سکانس حذفی داشتید؟

دو سکانس حذفی داشتیم. بیشتر در دیالوگ ها و بعضی رفتارها بود. هومن سیدی خیلی به مشکل خورد.



3 دیدگاه


  1.    Sanaz - ۹۶/۰۳/۰۱

    سلام، ممنون بسیار خوب بود فقط نکته اى که به ذهن من رسید استفاده درست در تلفظ کلمه لاکژرى است که اینجا به غلط و با لفظ عامیانه لاکچرى استفاده شده.

    •    editor4 - ۹۶/۰۳/۰۳

      عزیزم درج مطالب ما از خبرگزاری هست پس تغییرش نمی دیم برای حفظ مطلب و کپی رایت :)

  2.    Sanaz - ۹۶/۰۳/۰۳

    من هم منظورم به شما نبود کاملا مشخصه مطلب رو عینا درج کردید. خوبه که فرهنگ درست صحبت کردن جا بیفته بین مردم.


نظر شما چیه ؟



نظرات شما بعد از تایید در سایت نشان داده می شود.
۱- در دیدگاه های خود از کلمات زشت یا رکیک استفاده نکنید!
۲- لینک و تبلیغ دیگر سایتها (هر لینکی) در دیدگاه ها، حذف میشود.
۳- لطفا در صورت امکان دیدگاهتان را در بخش مربوطه بنویسید.
۴- از گذاشتن مطالب نامربوط شبیه به جوک، طالع بینی و شعر در دیدگاه ها خودداری کنید.
5- سوالات شخصی از نویسنده یا کاربران فقط با رضایت خودشان پاسخ داده می شود.
در صورت رعایت نکردن موارد بالا حق این را داریم که دیدگاهتان را منتشر نکنیم!
دوستانی که با نام کاربری خود وارد سایت شدند نیازی به وارد کردن ایمیل در بخش نظرات ندارند
و باقی دوستان باید ایمیل خود را وارد کنند تا نظرشان ثبت شود.
برای ثبت نام در سایت از این لینک استفاده کنید.